ترانه. / کوچ از کوچه
یادم اومد شب و اون کوچه دوباره
شبیکه عشقو شناختیم
شب بارونی سردی
که دلو بیخود نباختیم
دوتایی تو آسمونو
پاهامون روی زمین بود
نم بارون توی موهات
شب باخت دل و دین بود
یادته بمن چی گفتی؟
میرم و میام دوباره
قسمم دادی بمونم
تا ابد برات. ستاره
دستامو بردی تو موهات
عطرشون مونده تو دستم
تا نفس تو سینه دارم
یاد رفتن تو هستم
کوچو هرگز نمیخواستی
کوچه پاتوق بود برامون
اهل کوچه میدونستند
یکیه هردو دلامون
از نگاهت خونده بودم
بری دیگه نمیایی
پا میذاری روی حرفات
زیر پاتو نمی پایی
شب بارونیه امشب
زده ام تو پیچ کوچه
میدونم بر نمیگردی
ولی این یه فکر پوچه
+ نوشته شده در ساعت 12:41 توسط یوسف عابری
|